برای اینکه معنی کاملی از مزاج در ذهن روشن شود باید دانست که هرکسی استعداد بعضی بیماریها را دارد و در مقابل بعضی مقاوم است.با علم به این کیفیت،مزاج عبارت است از طرز واکنش شخصی در مقابل عوامل مرضی .در طرز واکنش اشخاص،بعضی واکنش ها ثابت است و بیشتر مشاهده می شود و برخی واکنش ها متغیر است از این واکنشها مزاج فرد را می توان شناخت.
برای تعریف مزاج ،بیشتر عمل فیزیولوژیکی را مورد نظر قرار میدهند،زیرا وضع دینامیک یعنی طرز عمل احشاء و اعضاء در تغییر مزاج موثر است با وجود اینکه اعمال حیاتی را نمیتوان ازهم جدا دانست و اگر عضوی نسبت به سایر اعضا بیشتر کار کند و یا عملی در دستگاه بدن انسان از سایر اعمال بیشتر انجام پذیرد آن عضو از نظر تشریحی و آن عمل از نظر فیزیولوژیکی ،می تواند معرف نوع مزاج شمرده شود،در میان اعمالی که حیات انسان به آنها متکی است،اعمال شیمیایی بیشتر از اعمال فیزیکی مورد اهمیت است بنابراین مزاجها روی اعمال شیمیایی بدن از هم متمایز می گردند اعمال شیمیایی بر 4 گونه است که متابولیسم بدن را تشکیل می دهند.
برای اینکه معنی کاملی از مزاج در ذهن روشن شود باید دانست که هرکسی استعداد بعضی بیماریها را دارد و در مقابل بعضی مقاوم است.با علم به این کیفیت،مزاج عبارت است از طرز واکنش شخصی در مقابل عوامل مرضی .در طرز واکنش اشخاص،بعضی واکنش ها ثابت است و بیشتر مشاهده می شود و برخی واکنش ها متغیر است از این واکنشها مزاج فرد را می توان شناخت.
برای تعریف مزاج ،بیشتر عمل فیزیولوژیکی را مورد نظر قرار میدهند،زیرا وضع دینامیک یعنی طرز عمل احشاء و اعضاء در تغییر مزاج موثر است با وجود اینکه اعمال حیاتی را نمیتوان ازهم جدا دانست و اگر عضوی نسبت به سایر اعضا بیشتر کار کند و یا عملی در دستگاه بدن انسان از سایر اعمال بیشتر انجام پذیرد آن عضو از نظر تشریحی و آن عمل از نظر فیزیولوژیکی ،می تواند معرف نوع مزاج شمرده شود،در میان اعمالی که حیات انسان به آنها متکی است،اعمال شیمیایی بیشتر از اعمال فیزیکی مورد اهمیت است بنابراین مزاجها روی اعمال شیمیایی بدن از هم متمایز می گردند اعمال شیمیایی بر 4 گونه است که متابولیسم بدن را تشکیل می دهند.
اول آنابولیسم،یعنی اعمالی که توسط آن مواد غذایی به انسان زنده تبدیل می گردد.
دوم و سوم کاتابولیسم یعنی اعمالی که توسط آن انسان زنده تولید نیرو می کنند،عمل کاتابولیسم مربوط به اعضای تنفس است که عمل تهویه بدن به آن مربوط می باشد . کبد که تهیه مواد قندی و دفع مواد سمی را به عهده دارد در عمل کاتابولیسم شرکت می نماید.چهارم عمل دفع مواد مضره و خروج آنها از بدن است .
توقف یکی از این اعمال چهارگانه که از راه وراثت در بدن انسان ثابت شده باشد،انسان را دارای صفات و واکنش های ثابتی می نماید که آن را سرشت می نامند.
مزاج عبارت است از وضع فیزیولوژی و طرز واکنس آن که قابل تغییر نیز می باشد به این جهت فقط با علائم فیزیلوژی که آن هم قابل تغییر است شناخته می شود لذا برای شناخت ارزش هرکس ومعرفت به احوال و اوضاع او باید قبلا شکل خارجی او که حاکی از سرشت و ساختمان اوست در نظر گرفته شود مثل قد،اندام شکل ،سرو گردن ،چاقی و لاغری،سپس مزاج او که به وضع کنونی دلالت دارد مورد توجه قرار گیرد.و برای اینکار علاوه بر علائم ظاهری بایستی از تجزیه خون –ادرار و رادیو گرافی و غیره نیز استمداد طلبید.
تغییرات مزاج در طب با رژیم غذایی ،بهداشت ،کار و مسکن،آب و هوا متفابت است لذا با رعایت آنها انحراف مزاج از سلامت به سوی بیماری را می توان پیشگیری نمود.
مزاج ممکن است گرم ،سرد،خشک و رطوبتی باشد که گرمی را به علت وجود انرژی و سردی را به علت تتفرق و ضعف و رطوبت را به علت جمع شدن مایعات در سلولهای بدن و خشگی را بیانگر حالاتی از ماده می دانند.
می دانیم که فعل و انفعالات شیمیایی بدن تحت نظر مستقیم سلسله اعصاب نباتی و غدد مترشحه داخلی انجام می گیرد،هر اختلاف و نارسایی که در بدن پیدا می شود مربوط به کم و زیاد کار کردن این دو دستگاه می باشد.
هورمنهای متعددی که این دو دستگاهها ترشح می کنند بدن را به کار مربوطه وادار می سازند پس بروز هر عمل حیاتی توام با یک سلسله فعل و انفعال شیمیایی است و تقریبا کلیه فعل و انفعالات شیمیایی در داخل بدن ایجاد حرارت می کند.هر قدر که فعل و انفعالات شیمیایی بدن سریعتر انجام شود حرارت ایجاد شده زیاد اسیت و اندازه کیری این انرژی ایجاد شده به وسیله متابولیسم بازال انجام می گیرد و نیز می دانیم که متابولیسم بازال مربوط به کار غده تیروئید است حال اگر صاحب مزاجی دارای متابولیسم بازال بالاتر از طبیعی باشد آن را گرم مزاج و اگر فردی دارای متابولیسم بازال پایین باشد سرد مزاج و حد وسط آن را مزاج معتدل گویند.هر دارو و غذا و نیز هر واکنشی که باعث بالا رفتن کار غده تیروئید باشد آن را گرم و اگر باعث پایین آمدن کار غده تیروئید باشد آن را سرد گویند.مزاجی را رطوبتی نامند که ، مقدار زیادی آب در سلول های بدن آن فرد جمع شده باشدو به اصطلاع رطوبت بر مزاج غلبه کرده باشد.
اگر مقدار مواد کانی و املاح در مزاجی زیاد تر از معمول جمع شده باشدآن را مزاج خشک گویند پیدایش مزاجهای مختلف در حقیقت عبارت است از عکس و العمل نسبت به عوامل خارجی،این جمله (عکس و العمل نسبت به عوامل خارجی)همان مبحث بزرگ ،حساسیت مصونیت ،آنافیلاکسیو آلرژی و غیره است .دانشمندان قدیم معتقدند که هرکس به واسطه حالت و وضع بدنی خود یعنی مزاجی که در اختیار دارد،آماده پذیرش یا دفع بیماری مخصوص به خود می باشد و برای معالجه آن فرد لازم است که ((مزاج او شناخته شود.))
شناخت مزاج روی هم رفته به قرار زیر است:
1-مزاج گرم،مزاج سرد،مزاج تر ،مزاج خشک که این چهار مزاج را مزاجهای ساده و منفرد می گویند.
2- مزاجهای ساده و مرکب ،که عبارتند از مزاج گرم و تر ،گرم و خشک،سرد تر و سرد خشک.
3- مزاجهای دموی یا (ریوی) مزاجهای صفراوی یا (کبدی) مزاجهای بلغمی یا(هاضمه ای)مزاج سوداوی یا (عصبی)این 4 مزاج را مزاجهای مادی گویند و یک مزاج معتدل نیز شناخته شده است که با این توصیف جمعا 13 مزاج و جود دارد.
مزاجهای مادی مانندمزاجهای ساده،مرکب هم می باشند از این رو مزاج بلغمی خونی و مزاج صفراوی عصبی. مزاج عصبی خود به دو قسمت تقسیم می شود ،عصبی ضعیف و عصبی قوی.